حسين بن حسن خوارزمي
654
شرح فصوص الحكم
پس صفات حق نزد او نه عين ذات است و نه غير او ، چه قادر نيست بر نفى صفات ، و قادر نيست كه صفات را عين او گويد . پس عدول كرد به اين عبارت . « 23 » و اين عبارت اگر چه حسن است ، اما غير او أحق است به قبول ، چه مطابق « 24 » است ما في نفس الامر را ، و رافعتر است مر اشكال را كه آن لزوم استكمال ذات است به صفات . و هو القول بنفي أعيان الصفات وجودا قائما بذات الموصوف . و انما هي نسب و اضافات بين الموصوف بها و بين أعيانها المعقولة . يعنى : آن غير كه از عبارت قوم بهتر است ، اين قول است كه به نفى اعيان صفات زائدة على الذات قايل شويم كه اين أولى و أليق است به آن چه در نفس امر است ، و هم أرفع است مر اشكال را از آن قول كه صفات قائمه به ذات اثبات كنيم ، و گوئيم : نه عين ذات است و نه غير او . و صفات جز نسب و اضافات نيست كه لاحق مىشود ذات الهيه را ، و حاصل مىگردد ميان ذات موصوفه و ميان اعيان معقوله مر آن صفات را « 25 » ، [ 271 - ر ] چه هر صفتى را حقيقتى است كه بدان ممتاز مىشود از غيرش . لا جرم آن حقايق اعيان آن صفات است . و ان كانت الرحمة جامعة فإنها بالنسبة الى كل اسم إلهى مختلفة ، فلهذا يسأل سبحانه أن يرحم بكل اسم إلهى . فرحمة الله و الكناية هي التي وسعت كل شيء . يعنى : رحمت ذاتيه اگر چه جامع جميع انواع رحمت است و لكن مختلف مىگردد بحسب اختلاف اسماء ، زيرا كه هر اسمى رحمت مىكند مظهر و داعى خود را به آن چه مخصوص اوست ، و حقيقتش اعطاى آن مىكند . پس از براى اين اختلاف سؤال كرده مىشود حق - سبحانه و تعالى - كه رحمت كند به هر يكى از اسمائش . پس رحمت مىكند اين سايل را به واسطه اسمى كه سؤال بحسب اوست . پس رحمت حق و كنايت ، أعنى ضمير متكلَّم در قول او كه « وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ » « 26 » ، و ضمير مخاطب در قول او تعالى
--> « 23 » پا : عبانت . « 24 » پا : موافق . « 25 » قا : « را » نبود . « 26 » س 7 ى 156 .